تبليغاتX
زمزمه های دلتنگی...
 
من و دنیای احساسم...
 
میانگین سنی در کشور ایران پائین است و بر خلاف کشورهائی چون آلمان-بیشتر جمعیت مارا-جوانان تشکیل می دهند.جوانی دوره بسیار حساس و مهمی است و اگر از نیرو و پتانسیل نهفته و آشکار آنها به نحو احسن و مطلوب استفاده کنیم-کشوری آباد و آینده ای روشن پیش رو خواهیم داشت-اما اگر مقتضیات سنی و روحی جوانان درک نشود و ندانیم که چگونه باید از این انرژی عظیم بهره بگیریم-مسلما با چالشها و مشکلات بسیاری روبه رو خواهیم شد.جوانا با استعداد -فهیم و با فرهنگ ما نیازمند توجه بیشتر و گسترده ترند.باید به خلاقیت و نو آوری و دانش آنها ایمان داشت و از آن در عرصه های مختلف اقتصادی-فرهنگی و اجتماعی استفاده کرد.نسل جوان این ظرفیت را دارد که بیشتر به او اعتماد شود.جدی گرفتن جوانان و فراهم کردن زمینه های کار و تحصیل آنها به نفع همه جامعه است...

با جوانی هم صحبت شده بودم.متا سفانه دید خسته ای به زندگی داشت!؟ شاید به این دلیل بود که حرفهایم را با نگاههایش حتی می بلعید! به او گفتم که:

"...زندگی حرکت در امتداد یک جاده است-اطرافش درختان سر به فلک کشیده-روبه رویش خانه و ساختمانهای آسمان خراش و یا کوتاه-پشت سر برکه و رود و رودخانه و همه زیبائیهای خدادادی طبیعته.اگه با سرعت تند از این جاده عبور کنی-شاهد دیدن هیچ یک از این زیبائیها نخواهی بود.اما اگر از سرعت خود کم کنی-می توانی ببینی-نگاه کنی-به اعماقش فرو بری...زندگی تند و پر شتاب جریان داره.اگر مدام در گذشته زندگی کنیم یقینا نیم تونیم آینده را آنطور که می خواهیم بسازیم و اگر فقط امروز را ببینیم از شکست یا پیروزی های دیروز نیز چیزی نمی آموزیم و نمی شه که یک فردائی روشن بسازیم.زندگی مجموع خاطره هاست..چه تلخ-چه شیرین.خاطره را کی به وجود میاره؟! من و تو!زندگی قطعه ای از وجود  من و تو است!ما می تونیم همه چراغهای زندگی را روشن نگه داریم..می تونیم رو به روی آفتاب مهربانی به ایستیم.می تونیم خوب باشیم تا زندگی هم با ما خوب باشه و اگه بد باشیم با ما بازی بدش را میکنه..این ما هستیم که قطعات پازل را باید قشنگ و درست کنار هم بچینیم.زندگی آینه من و تو است!هر گونه که باشیم-زندگی همانگونه است..."

ادامه دادم که:...

"جوانی زیباست ..خیلی هم زیباست-چون سبز است و از زایش و زندگی می گوید.اما زیباتر از آن دلی است که سبز است و زردی نمی پذیرد.وقتی دل سبز است-روح و نگاه هم سبز است.زندگی یک تذکر سبز است..به من و تو! که قدر خود را بیشتر بدانیم.استعداد-توانائی و ظرفیت خود را بشناسیم و در پرورش و رشد آن بکوشیم.یک اشاره سبز..که اگر هوشیار باشیم میتونیم با یک اشاره از ملائکه هم برتر شویم!یک هشدار سبز...یک بیداری...یک آگاهی...یک فرصت سبز..که به درونما سفر کنیم و تغیراتی در خود به وجود بیاریم.خوبه که جوانی و زندگی را بشناسیم و خوب زندگی کنیم.."

بعده این حرفها-شاهد نشستن لبخند شیرینی به روی لبانش بودم.در جواب من هم لبخند زدم و سپس مناسب دیدم که از این مهمان جوان خسته چند ساعت پیش و شاداب اکنون-با چای سبز-پذیرائی کنم و او هم پذیرفت..پس از نوشیدن اولین قطره دوباره یک لبخند دیگر نشانم داد و گفتم...به امید رویش فردائی سبز....و دوباره آن تبسم شیرین....

همیشه سبز باشید...

 

  نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 1:28 بعد از ظهر  توسط Shourak Sharifi  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM