من و دنیای احساسم... |
این نوشته های من-این حرفهای دل که "زمزمه های دلتنگی" نامیدمشان-نمی خواهند که رنگ این روزگار را داشته باشند...طمع رنگ و نشونم نداره که طعم معرفت داره..که از جنس لطیف احساسه و بوی صداقت میده...
اگر از با معرفتاشی..اگر هم جنسیم..اگر بوی حرفهای من را میدی..پس با دل و جان بخوان و روی آنها تامل کن!
عجب!عجب دارد این اوقات-ره و رسم این دنیا-که دوست داشتن من یا نداشتن تو...برای هیچ کس مهم نیست!مهم نیست!...گفتی که جز آرزوهای خوش..روزهای روشن...حس آشنائی و دوستی...آرزوئی نیست!
باشد!حرفی ندارم!حرفی ..نداریم!خوب!