تبليغاتX
زمزمه های دلتنگی...
 
من و دنیای احساسم...
 
قدم دوم:بیقرار...

این نوشته های من-این حرفهای دل که  "زمزمه های دلتنگی" نامیدمشان-نمی خواهند که رنگ این روزگار را داشته باشند...طمع رنگ و نشونم نداره که طعم معرفت داره..که از جنس لطیف احساسه و بوی صداقت میده...

اگر از با معرفتاشی..اگر هم جنسیم..اگر بوی حرفهای من را میدی..پس با دل و جان بخوان و روی آنها تامل کن!

عجب!عجب دارد این اوقات-ره و رسم این دنیا-که دوست داشتن من یا نداشتن تو...برای هیچ کس مهم نیست!مهم نیست!...گفتی که جز آرزوهای خوش..روزهای روشن...حس آشنائی و دوستی...آرزوئی نیست!

باشد!حرفی ندارم!حرفی ..نداریم!خوب!

 

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 9:26 قبل از ظهر  توسط Shourak Sharifi  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM