تبليغاتX
زمزمه های دلتنگی...
 
من و دنیای احساسم...
 

قدم پنجم:دلم ...

دلم گرفت ای هم نفس-پرم شکست تو این قفس

تو این غبار..تو این سکوت-چه بی صدا..نفس نفس

از این نا مهربونیها..دارم از غصه می میرم

رفیق روز تنهائی..یه روز دستاتو می گیرم

تو این شب گریه می تونی-پناه هق هقم باشی

تو ای هم زاد هم خونه-چی میشه عاشقم باشی

دوباره من..دوباره تو..دوباره عشق..دوباره ما

دو هم نفس..دو هم زبون..دو هم سفر..دو هم صدا

تو ای پایان تنهائی..پناه آخر من باش

تو این شب مرگی پائیز..بهار باور من باش

بذار با مشرق چشمات-شبم روشن ترین باشه

می خوام آیینه ی خونه-با چشمات هم نشین باشه

دلم گرفت ای هم نفس-پرم شکست تو این قفس

تو این غبار..تو این سکوت-چه بی صدا..نفس نفس

 

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 5:9 بعد از ظهر  توسط Shourak Sharifi  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM