تبليغاتX
زمزمه های دلتنگی...
 
من و دنیای احساسم...
 
قدم ششم:دیدار...

هیچ کس از جنس ما نبود!

این چنین که هستم...این چنین که هستی!

نمی گویم صمیمی ..نمی گویم خوب..نمی گویم پاک..ولی به خدا قسم٫قسم به نان و نمک٫به شرم تو٫به تبسم شیرین تو٫انداره هر چه دل تنهایت بخواد٫با همه وجود و با هر چه عشق دوستت دارم...

...در هیچ دیداری٫این را بر زبان نیاوردم٫اما بر این باورم ٫که روزی...روزگاری٫این را از زبانم بشنوی...

شاید در دیدار بعدی....

  نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 7:10 بعد از ظهر  توسط Shourak Sharifi  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM