تبليغاتX
زمزمه های دلتنگی...
 
من و دنیای احساسم...
 
زمزمه های پائیزی جایش را به زمزمه های دلتنگی داد..و بعد از آن زمزمه های دلتنگی  شد کلبه امن و گرم عواطف من!کلبه ای که در دوستی و صمیمیتش به روی مهمانان با صفا باز بود..در همه سن..از همه نقاط این خاک...   با افکارات متفاوت و ایدئولوژیهای مختلف هر کدام..

در این کلبه من می نوشتم..از آنچه مرا تکان می داد..شاید هم از لحظه های زندگیم و آنچه که اصطلاحا "سرنوشت" می نامندش..شبها گذشتند وسحر رسید و من..هنوز می نوشتم..

البته اعتراف میکنم که در این ماههای اخیر چندان به مهمانی دنیای افکارم نرفتم و نتوانست جز ۶ مطلب جدید-مطالب دیگری را به ثبت در وبلاگ برسانم.و این در حالی است که در سال گذشته تعداد مطالبم به ۲۲ رسیدند!

من این را صعود و سقوط افکارم میبینم:

صعود برای اینکه ذهنم با حوادث شیرینی مواجه شد که در "زمزمه های دلتنگی"جائی نداشت!چرا که نه دلتنگ بودم و نه زمزمه ای از روی دلتنگی سر میدادم!به سادگی دیگر دلتنگ نبودم....

و سقوط..از اینکه کمتر با مطالب جدیدم در اختیار دوستانم بودم..دوستانی که با نوشته هایم صمیمی شده بودند و در افکارم سهمی داشتند..

خیلی از دوستان به من رجوع کرده بودند و از من راهنمائی و مشاوره می خواستند..رشته ای که با عشق دنبالش کرده بودم و خوشحال بودم که می توانستم جهت کمک فکری به دوستانم به کار گیرم...ولی من در همین جا شرمندگی ام را تقدیم آن عزیزانی که وقت برایشان نداشتم می نمایم..

بار ها و بارها تصمیم داشتم که از وبلاگ نویسی دست بردارم!احساس می کردم این دیگر آن خانه امن و گرم من نیست...خانه ای که تا مرز سرد شدن کلبه احساساتم پیش رفت..اما اصرار ها..تشویق ها و حمایت های دوستان و آشنایانی که همیشه همراهم بود این بار نیز دستان بی حس مرا گرفت و با عشق به نوشتن حسی دوباره و تازه تر به آنها بخشید...

از اینکه در طی این مدت لطف شما شامل حال من شد تشکر می کنم..من بازم مینویسم..و با شما خواهم بود...باشد که شما هم با من باشید..

سه شنبه..۵ مهر ماه سال ۱۳۸۴ ساعت ۳:۵۳ بعد از ظهر اولین مطلب من در وبلاگ به ثبت و تائید رسید...

سبز باشید...

  نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 10:49 قبل از ظهر  توسط Shourak Sharifi  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM