تبليغاتX
زمزمه های دلتنگی...
 
من و دنیای احساسم...
 
رهگذران جاده نوشته های من...

می دانم که تا اینجا راه بسیاری پیمودید تا با من باشید.نگران نشوید!غزل خداحافظی سر نمی دهم که اعتراف می کنم همین گامهای بلند شما مرا از این تصمیم باز داشت...

بله!کوله بارم را بسته بودم تا بروم..چیزی جز افکارهایم..احساساتم و آنچه مرا تکان می داد را با خود در توشه ام نداشتم-اما برای من همین مثال گوهر با ارزش بود!

نظر های شما همیشه باعث دلگرمی من بود..چه آن دسته از عزیزانی که مرا به جلو بدرقه می کردند و چه آن دسته  که با نظرات کوبنده خود که بیشتر بوی انتقاد و گله را به مشام من رساندند.

همه شما نه با چند واژه تند  "دشمن" من میشوید و نه با عبارات دوستانه  "دوست" من!چرا که همه شما خوبان -"معلم" من هستید و من همیشه در حال دیدن آموزش از سوی شما خوبان مجربم هستم..

امیدوارم باز بتوانم در این جا و شما باز رهگذر جاده نوشته هایم و مهمان کلبه سبز افکار و عواطفم باشد..

من همیشه شنونده انتقادات..نظرها و پیشنهادات شما هستم...اگر متوجه شدید که همیشه به خواسته های شما عمل نمیکنم یا آن را به حساب مشکلات فنی وبلاگ (نداشتن تصویر..آهنگ..و...)بگذارید و یا اگر جدا از چهارچوب وبلاگ نویسی است به پای محدودیتهای اخلاقی و تعهداتی که نسبت به خودم دارم بریزید..(نگرفتن تماس..قرار ملاقات و..و..)

با تشکر از شما...

سبز باشید...

 

  نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 1:46 بعد از ظهر  توسط Shourak Sharifi  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM