من و دنیای احساسم... |
"خداوندا!مسئولیت سنگینی بر دوشم نهادی!من..اما هنوز در راهت قدم باید بر دارم.و مانع هائی را که مسئول بر داشتنشان هستم را بر دارم.من..آنطور که می خواهی بندگی ات را خواهم کرد وتا آنجا که به من امر دهی گوش به فرمانت خواهم بود..روح من باید در نبرد زندگی برنده شود..."
این سخنان مارتین مقدس در ۱۶۰۰ سال پیش---سال ۳۹۷ بود.او یک رومی اصیل و خانواده اش ارتشی بودند.نام کامل او Martinusمارتینوس بود که در صحنه جنگ مخففن مارس می نامیدند..که یعنی...فرزند جنگ!او مسیحی معتقد بود و همیشه خودش را سرباز خدا می دانست و همه عمر خود را صرف کمک به مردم می کرد.از آنجا که او در جنگ جان سپرد به او لقب"شهید"دادند ..
همه ساله ۱۱ نوامبر به یاد قدردانی از سانت مارتین همه در شب فانوس به دست و در حالی که ترانه های مذهبی می خوانند به پیاده روی می پردازند.به این فانوس ها اصطلاحا "لاترن"Laterneمی گویند و به این معناست که تا نور در فانوس روشنائی می دهد ما هم به یاد هم نوعان خود باشیم و با نور خود به دیگران روشنائی دهیم...
در مدارس و مهد کودکها و کودکستان ها در این روز نان و شیر پخش می کنند...تا بچه ها هم با کمکهای سانت مارتین آشنا شوند....
مارتین مقدس...از جامه خود و از غذای خود به دیگران داد...نه یک بار--که همه شب و روز..ما تا چه حد می توانیم از خود --برای دیگری گذشت بداریم---حتی شده ..برای یک بار؟!..