من و دنیای احساسم... |
در این شب رسم است که آتش روشن کنند و از روی آن بپرند و در زمان پریدن بخوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من».
در شاهنامه فردوسی اشاره هایی درباره بزم چارشنبهای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان دهنده کهن بودن این جشن است. مراسم سنتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شدهاست.
امروزه در شهرهای سراسر جهان که جمعیت ایرانیان در آنها زیاد است، آتشبازی و انفجار ترقهها و فشفشهها نیز متداول است.
برخی آیینهادر سالهای اخیر، رسانههای ایران توجه بیشتری به خطرات احتمالی ناشی از این مواد نشان می دهند.
یكی از رسمهای چهارشنبهسوری است كه در آن دختران جوان نیت میكنند، پشت دیواری میایستند و به سخن رهگذران گوش فرا میدهند و سپس با تفسیر این سخنان پاسخ نیت خود را میگیرند.
در این رسم دختران و پسران جوان چادری بر سر و روی خود میكشند تا شناخته نشوند و به در خانهٔ دوستان و همسایگان خود میروند. صاحبخانه از صدای قاشقهایی كه به كاسهها میخورد به در خانه آمده و به كاسههای آنها آجیل چهارشنبه سوری، شیرینی، شكلات، نقل و حتی پول میریزد.
در روستاهای اطراف رشت، غروب شب چهارشنبه سوری، در پنج منطقه پوشال برنج را با فاصله کنار هم می چینند، سپس آنها را آتش می زنند و برای دفع چشم زخم، اسپند در آتش می ریزند و افراد هرخانواده از بزرگ به کوچک، سه مرتبه از روی آن می پرند و این ترانه را به گویش گیلکی می خوانند: «گل گل چهارشنبه به حق پنجشنبه نکبت بی شه دولت بی یه زردی بی شه سرخی بی یه» یعنی: آتش سرخ چهار شنبه! به حق پنجشنبه نکبت برود، دولت بیاید. زردی برود، سرخی بیاید. پس از پریدن از روی آتش ترقه در می کنند.
همچنین خوردن آجیل مشگل گشا-آش رشته-سبزی پلو با ماهی و خرید یک شیئ نو همانند سوزن (برای بسته شدن زبان بی محل) و آینه ( به منظور پاکی و نفی هرگونه نیروهای منفی) از رسومات مردم سنتی و فرهنگ دوست گیلان زمین می باشد.