تبليغاتX
زمزمه های دلتنگی...
 
من و دنیای احساسم...
 

...

برای آغاز همین سه نقطه کافیست!

که پایان ما نیز با نقطه ختم خواهد شد.

ما نیز خود آغاز و پایانی داریم.نه زمان آغاز به دست ماست و نه زمان پایان...

دیدید!باز این سه نقطه نمایان شدند..نقطه سکوت...نقطه مکس (مکث).

می توان در فاصله آغاز و پایان بهترین را ساخت. می توان دیدنی ها را دید..شنیدنی ها را شنید..زیبائیها را حس کرد..می شود زندگی کرد و باید زندگی کرد.

دو تولد در سیر زندگی آدمی قرار میگیرند:

-یکی ترک رحم مادر

-دومی ترک دنیا

فاصله بین مرگ و زندگی تنها یک دم است...یا همان یک نفس!

چه قشنگ گفت دوستی:

"تا زنده هستم مرا با یک لبخند شاد کن.نه آنکه بعد مرگم با گلی بر مزارم آزارم دهی."

خیلی از ما انسانها همین صحبت کردن ساده را بلد نیستیم! اغلب با واژه ها و کلام تند دلهای یکدیگر را می رنجانیم-به جای اینکه مرحم باشیم...

دنیا چه بد می شود وقتی ما انسانها خوبی را با بدی پاسخ می دهیم و یا آن را جای وظیفه می بینیم و از دیگری حتی یک تشکر ساده نیز نمی کنیم...

دنیا بهتر میشد اگر بیشتر می خندیدیم...اگر از حال هم حتی شده از طریق ای-میل یا پیامک(اس.ام.اس) خبری می گرفتیم...

امروز که محتاج تو ام...جای تو خالیست

فردا که میائی به سراغم اثری نیست..از من خبری نیست..در خانه کسی نیست..

چه ترانه قشنگی!همه ما نیز این را با صدای گرم هنرمند کشورمان شنیدیم...اغلب هم مدعی هستیم که عاشق صدایش هستیم و..و..و..

اما حداقل به این پیام ها که از طریق شعر-ترانه-سرود به ما میرسد نیز میشود گوش داد...نه تنها گوش -که عمل نیز باید...

پاییز دیگری فرا رسید..۵ مهر سومین سالروز وبلاگم بود و در آستانه بهاری دیگر از دنیای عاطفه هایم..اندیشه هایم...رویا هایم...خسته تر از همیشه ام...

ای روزگار...از تو و این لحظه شمردن خسته ام...

پائیز آمد...از این فصل همیشه دلم میگرفت..گرچه رنگ نارنجی را دوست دارم ولی خزان پائیز دلگیرترین رنگها را برایم جلوه می داد..

پائیز آمد..این بار برکت ماه رمضان را با خود مهمان خانه دلهای ما کرد..شبهای قدر در روزهای پائیز بودند..فرشته ها در پائیز ناظر به اعمال ما شدند و در پائیز بود که خدا -توسط یکی از فرشته هایش -عزیز مرا از من گرفت...

...امیدم روز وصال است و ای خدای من...بار الهی!

وصلت را از تو می خواهم

و مرا ببخش ای محبوب من اگر که

دارم گله بینهایت از تو

اما - نکنم شکایت از تو...

  نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 7:54 قبل از ظهر  توسط Shourak Sharifi  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM