تبليغاتX
زمزمه های دلتنگی...
 
من و دنیای احساسم...
 
پاتریس کودکی ۵ ساله است که پیش دبستانی را امسال آغاز کرده است.به همراه مادر مراجعه می نماید و مادر عنوان می کند که:"از ابتدای پیش دبستانی من مجبورم که به همراه او به مدرسه رفته و تا پایان کلاس همراه او باشم.در طول کلاس هم از من جدا نمی شود و باید در کلاس کنار او بنشینم و به  محض اینکه می خواهم خارج شوم به من می چسبد و گریه میکند.چونکه نگران رفتن من است با دیگر بچه ها ارتباط برقرار نمی کند و تمام حواسش به من است.در خانه نیز اغلب از من می پرسد آیا دوستش دارم یا خیر؟!بعضی اوقات از خواب می پرد و مرا صدا می زند!

سروناز دختری ۵/۳ ساله است که مادر تصمیم دارد اتاق خواب او را جدا کند.میگوید:" از حدود دو ماه پیش تصمیم گرفتم اتاق خواب او را جدا کنم اما هنوز موفق نشده ام.به محض اینکه از او می خواهم به اتاقش برود شروع به گریه می کند و آنقدر گریه می کند که مجبور می شوم به خاطر آرام کردنش به اتاقم بیاورم.وقتی هم مهمانی میرویم از کنارم تکان نمی خورد و وقتی مهمان می آید اخم میکند و با آنها بد خلقی می کند."

اضطراب جدایی شایعترین اختلال اضطرابی در کودکان است که اگر درمان نشود حتی در سن بزرگسالی و میانسابی نیز به سراغ فرد میرود.بیشتر کودکان سنین ۳ تا ۷ سالگی با این  رو در رو هستند .در سن دبستان کمتر و در نوجوانی به ۱ درصد نیز میرسد.

خانمی متاهل از همسرش گله داشت:"که او نیمه شبها با فریاد  "مامان" از خواب میپرد و سراغ مادرش میگیرد!!!

این همان حالتی است که در وی در سنین پایین تر نیز بوده ولی از سوی والدین  جدی گرفته نشده است و با افتخار نیز می گویند:"فرزنمان تنها به ما دلبسته است و با بیگانه ها غریبگی دارد "!

این اضطراب ها عاملهایی دارد که به توضیح آن میپردازیم:

معمولا کودکان ما/نوجوانها/و یا بزرگسالان که در کودکی بر ضعف خود غلبه نکردند در بحران جدایی والدین/خاله/دایی/ عمو/عمه/خواهر و برادر خود قرار گرفته اند.و این نگرانی با ترس در دل انها نشانده است.آنها همیشه در حالت ترس آسیب دیدن فردی از نزدیکان هستند و یا حادثه ای که به جدایی ختم شود.شاید انها از یک صحنه داد در خانه...صحنه بزن بزن در سریال تلویزیونی وحشت گرفته اند و حتی این افکارات در خواب نیز با آنهاست..

این علایم بیشتر در ذهن کوچک کودکان است چون بلد نیستند تکذیب بودن این امر را باور بدارند..آنها هر چه به گوش شنیده و به چشم دیده دز حافظه خود ضبط می کنند.آنها زود به گریه می افتند..معده درد..استفراغ..اسهال می گیرند .اضطراب در کودکان را گاه خود ایجاد می کنیم!مادری از همسرش جدا شده و پدر اخلاق بدی دارد.او مست می کند و با دوستانش تفریح نا سالم دارد.طبق قانون هر آخر هفته پدر فرزند را میبرد و مادر هم با دوستانش سفری به کوههای الپ میرود.کودک بعد از ۳ شب بر میگردد و با گریه می گوید:"مامان دیگر نمی خواهم پیش بابا بروم."مادر علت را نمی پرسد...نه از پدر..نه از فرزند...و این دگر بار تکرار می شود تا اینکه فرزند قبل از هر آخر هفته به دل درد و استفراغ مبتلا می شود.و این هر بار اتفاق می افتد....

درمان:در ابتدا محیط زندگی را برای فرزند خود به بهشت تبدیل کنید.علی رغم قطع حقوق...جدایی از همسر...احزاریه از دادگاه...دعوا در سر کار و هر مشکلی که دارید به فرزند خود همیشه لبخند بزنید.

با او همانند یک انسان هم صحبت شوید..خواسته هایش را از او جویا شوید و حدالامکان برایش مهیا سازید.

در نزد کودک خود خبر بیماری اقوام...فوت...جدایی و دعوا و هر خبر منفی دیگر را گزارش ندهید.

کودک شما هر برنامه تلویزیونی را نباید ببیند و برایش آهنگهای شاد کودکانه...داستان های آموزنده و علمی مهیا سازید.

او را هر روز به پارک نزدیک محل سکونت برده تا غرق تفریح و بازی شود و خسته گردد.

این را بدانید اگر مادر /پدر خوبی برای کودک خود باشید در آینده او نیز فرد بالغ سالم و شادی در جامعه و همسر مهربان و پدر دلسوزی برای خانواده خود خواهد بود.

در حالتهای حاد از راههای خانواده درمانی و اگر جواب نداد حتما به پزشک مراجعه کنید.

  نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:56 قبل از ظهر  توسط Shourak Sharifi  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM