من و دنیای احساسم... |
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم
کرم صد لشکر از خوبان به قصد دل کمین سازند
بحمدالاه و المنه بتی لشکر شکن دارم
به رندی شهره شد حافظ میان همدلان لیکن
چه غم دارم که در عالم قوام الدین حسن دارم
ابراز کردن عشق برای بیشتر مردم همانند کتابی است که در نظر دارند بعد ها بخوانند یا مثل تلفنی است که بعد ها می خواهند بزنند یا نامه ای که زمانی دیگر خواهند نوشت.نیت مان خالص است -عزم مان جزم است ولی همیشه دلیلی منطقی برای اقدام نکردن داریم.لابد هنوز وقتش نرسیده یا حالش نیست یا کارهای مهمتری وجود دارد یا فلان و بهمان...!چنین است که روزها همه با فرصت های از دست رفته و به تاخیر افکندن ها سپری می شود و از عشق که این همه بدان نیازمندیم خبری نیست.
بعضی کارها را به هیچ رو نباید به فردا موکول کرد.طفلی که دوان دوان به طرف مان می آید تا در آغوشش بگیریم و از او تعریف کنیم همین الآن به آن نیاز دارد نه بعد از اخبار-یا بعد از خوردن شام! نه آن زمانی که برای ما مساعد است!
دوستی که به شانه هایت محتاج است تا دمی گریه کند نمی تواند در انتظار فرصت مناسب تری بماند.
کسی را که می خواهد دوباره مطمئن شود که دوستش دارید نباید به امید فردا رها کنید.عشق تعهدی است که اطمینان می دهد هر وقت به من نیاز داشتی در کنارت هستم.این فکر که بعضی زمان های دیگر مناسب تر است برای خیلی ها یک عمر پشیمانی بار آورده است.هیچ چیز نمی تواند جبران کننده دمی باشد که عشق ما طلب شده است و ما بی پاسخ ار کنار آن گذشته ایم.
پالی تکست چه زیبا گفت:
"کسی که فرصت بر آوردن نیاز دیگری را از دست می دهد یکی از غنی ترین تجربه هایی را که زندگی ارایه میکند از دست داده است."