توانش را در خود نمی بینم - ولی باید برای این کار وقت بگذارم تا توانمند شوم...
خدایا ! راه فراوانی و دولتمندی را بر من بگشا!
در این بازی زندگی - راه زندگی را به من بیاموز!
نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 11:4 قبل از ظهر  توسط Shourak Sharifi
|
درباره وبلاگ
روز نامگذاری مرا عشق نامیدند.من در کعبه تنهائی عشق توسط هزاران یاس سفید بزرگ شدم.به آینده نمی اندیشم..تا مبادا به مانند بهارهای گذشته..خزان شود.تا رسیدن به کمال راه طریقت خواهم آموخت..تا جائی که در دانشگاه معرفت دکتری انسانییت را کسب کنم..من با یاد معشوقم مدتهاست که ازدواج کردم..از ویژگیهای او بد معرفتی است..اگر غیر از این بود که دگر نیازی به یاد یار مهربان نبود!عاشقم ..و در دیار عاشقان نفس میکشم..من ...مادر تمام فرزندان عالمم...نخستین آه من....آخرین آهم نیست..و اولین اشکم آخرین اشکم نیز نبود!...